اول تو

به وسعت زیبای چشمانت تا بیکران باید گریخت
زیبا شد از وصف گیسوانت
در انتهای خطه نازک صدایت باید گریزی زد به خاطرات تلخ من که چون تو نبود تلخ هم نبودند
بیا تو هم امشب مرا به میهمانی ستاره ها ببر
چرا که من بسی از دیدن تو خوشحال به نظر میرسم
گریه هایم را هیچ کس ندید آن هنگاه که تو لبخند به من میزدی
بیا تا دیر نشده طناب را با خودت بیار یادت باشد بعد از مهمانی ستارگان مهمان خدا هستم واما اول تو




